chauffer افزار فرزند برنامه والدین برنامه

chauffer: افزار فرزند برنامه والدین برنامه دستگاه والدین اندروید فرزندان استفاده اندروید

گت بلاگز اخبار اجتماعی خشکسالی با کشور عزیزمان ایران چه خواهد کرد؟

خبرهای خوبی از آب به گوش نمی رسد. اعتراضات در خرمشهر وارد روز دوازدهم شده است هست. تا لحظه تهیه این گزارش، مسمومیت 230 نفر از سه روستای بخش ابوالفارس خوزستان به

خشکسالی با کشور عزیزمان ایران چه خواهد کرد؟

خشکسالی با کشور عزیزمان ایران چه خواهد کرد؟

عبارات مهم : ایران

خبرهای خوبی از آب به گوش نمی رسد. اعتراضات در خرمشهر وارد روز دوازدهم شده است هست. تا لحظه تهیه این گزارش، مسمومیت 230 نفر از سه روستای بخش ابوالفارس خوزستان به علت قطعی 20 ساعته آب به وسیله مراکز بهداشتی استان گزارش شده است هست. خبرها حکایت از کمبود 60 درصدی ذخایر برق آبی کشور دارد و نه تنها قطعی برق به پایتخت کشور عزیزمان ایران رسیده بلکه ادارات خوزستان بی آب را به تعطیلی کشانده هست. شوری آب به استان یزد رسیده و چاه 2 هزار متری در سیستان که با نشانه رسیدن به آب های فسیلی کشور عزیزمان ایران حفر شده است نگرانی ها از بابت فاتحه خوانی آب های زیر زمینی کشور عزیزمان ایران را زیاد از پیش کرده هست.

خشکسالی با کشور عزیزمان ایران چه خواهد کرد؟

خشکسالی پدیده ای نادر جهت کشور عزیزمان ایران نیست. هزاران سال پیش کوروش پادشاه هخامنش روزهای صفر آبی را جهت سرزمین پهناور کشور عزیزمان ایران آینده نگری کرده بود. «خداوندا سرزمین مرا از حمله بیگانه، خشکسالی و دروغ در امان بدار»؛ در آستانه سال 1400 شمسی نه دعای کوروش حافظ کشور عزیزمان ایران بود و نه هشدارش از 1400 سال پیش توانست تلنگری جهت ما باشد. خشکسالی نخستین نمود خود را با خداحافظی با برف و باران به ما نشان داد، زمستان های خشک، بی باران، بی برف.

در فروردین ۱۳۸۷ شرکت هواشناسی کشور عزیزمان ایران با ارائه گزارشی از نتیجه های مشاهدات ایستگاه های هواشناسی خبر از وقوع خشکسالی و کم کردن شدید بارندگی در زمستان ۱۳۸۶ داد و ادامه آن را جهت ۴ سال، یعنی تا آخر سال ۱۳۹۰ آینده نگری کرد. از آن به بعد چند سالی تابستان با قطعی گاه و بی گاه آب و برق به آخر رسید تا اینکه در شهریور ۱۳۹۵ پایگاه اطلاع رسانی وزارت نیرو از خالی بودن حدود ۴۷ درصد از کل سدهای کشور عزیزمان ایران خبر داد و مجموع ظرفیت کل مخازن ۱۶۹ سد موجود در کشور را برابر با 8/49 میلیارد مترمکعب اعلام کرد. این داستان ادامه داشت. کم کم اوضاع آب شرب در شهرها و روستاهای متفاوت به خصوص مناطق محروم بغرنج تر شد. کیفیت آب پایین آمد ولی هر از گاهی پرسشها با راه کارهایی موقت درمان می شد. سال ها بعد خشکسالی روی دیگر خود را به ما نشان داد.

خبرهای خوبی از آب به گوش نمی رسد. اعتراضات در خرمشهر وارد روز دوازدهم شده است هست. تا لحظه تهیه این گزارش، مسمومیت 230 نفر از سه روستای بخش ابوالفارس خوزستان به

تابستان ها گرم تر، زمستان ها بی باران تر و رودخانه ها بی آب تر می شد و ولع ما جهت خودکفایی در منابع غذایی بیشتر. جمعیت کشور عزیزمان ایران روز به روز زیاد کردن می یافت، زمین های زیر کشت زیاد می شد و چاه ها به مدد کشاورزان می آمد. ٢٢٠هزار حلقه چاه غیرمجاز، دشت های کشور عزیزمان ایران را محصور کرد و جهت بستن آنها، دست وزارت نیرو هم به واسطه بعضی مصوبات و قوانینی که در دولت های نهم و دهم مصوب شده، بسته شد. دریاچه ارومیه نخستین قربانی بود. خبر حیات 20 درصدیش سراسر کشور عزیزمان ایران را پر کرد و تلاش ها جهت نجاتش از سال 80 تا به امروز گرچه بی ثمر نبوده ولی نتوانسته حیات دوباره را به آن برگرداند. بعد از آن ضرب موزیک خبرهای خشکی، آخر حیات، شوربختی و بی آبی دریاچه ها و تالاب ها و رودخانه های کشور عزیزمان ایران تندتر شد و ضربان حیات آب در کشور عزیزمان ایران کند تر. «هامون خشکید»، «ریزگرد آمد»،

«سیستان آب ندارد»، «بلوچستان خشک است»، «زاینده رود مرد»، «اصفهان آب ندارد»، «فاجعه در تالاب گاوخونی»، «شادگان کانون ریزگردهای خوزستان»، «اهواز هوا ندارد»، «پایان منابع آبی زیرزمینی تا 50 سال آینده»، «بخت بد بختگان»، « 75 درصد از تالاب های کشور عزیزمان ایران در معرض خشکی» سرخط خبرهای روزنامه ها را پر کرد. بعد از آن خشکسالی ما را با انتقال آب آشناتر کرد. از آن به بعد بود که خبرها از «انتقال آب خرز به فلات مرکزی، دریای عمان به فلات مرکزی، زاینده رود به یزد، کوهرنگ به اصفهان، کارون به اصفهان، بهشت آباد به کرمان و …» حکایت داشت. کمی نگذشت که خبرها شکل دیگری به خود گرفت. «شکستن لوله انتقال آب اصفهان به یزد»، «تجمع مخالفان انتقال آب کارون»، «اعتراض بختیاری ها به انتقال آب کوهرنگ» و … تیتر یک رسانه ها شد. حالا ولی آخر بزرگراه خشکسالی بیش از گذشته نمایان شده است هست. خوزستان که تا پیش از این با معضل خشکسالی تالاب و هجوم گرد و غبارها روبه رو بود با آب شور و گل آلودی مواجه شده است هست. سیستان و بلوچستان در شرایط بد بی آبی به سر می برد و در شرایط بحرانی آب های زیرزمینی، مسئولان خبر از حفر نخستین چاه با عمق 2 هزار متری می دهند.

سازمان حفاظت محیط زیست که تا پیش از این مخالف سرسخت این کار بود در برابر طرح تحقیقاتی حفر چاه ژرف که به آخرین ذخایر آبی کشور عزیزمان ایران مشهورند سکوت کرده و نماینده سیستان و بلوچستان این چاه را راه حل مسئله بی آبی استان می داند و امیدوار جهت حفر دومین چاه در بلوچستان هست. اعتراضات مردم خوزستان به آب از حضور در نماز جمعه به صف یزله کنان برابر مسجد جامع خرمشهر رسیده و خبرها از به خشونت کشیده شدن تظاهرات مردمی به گوش می رسد. تا به حال مسئولان که تا پیش از این سال ها به خشکسالی و رسیدن به روز صفر نیاندیشه بودند، راه کارهای موقتی جهت حل این بحران ارائه کرده اند. راه کارهایی که تا کنون دردی را دوا نکرده و تنها حکم مسکنی جهت درد بی آبی کشور عزیزمان ایران داشته اند. جهت درمان دریاچه ارومیه خرید آب از ترکیه را پیشنهاد کرده اند و جهت درمان آلودگی هوا صبر و دعا جهت باد را تجویز کرده اند.

خشکسالی با کشور عزیزمان ایران چه خواهد کرد؟

اگر اوضاع آبی کشور به همین شکل کنونی ادامه یابد، چندین اتفاق زنجیره ای می افتد که می تواند اوضاع تاریخی و تمدنی کشور عزیزمان ایران را تحت الشعاع قرار دهد. در مرحله اول، بخش های مرکزی ایران، از مرز کم آبی عبور می کند و به بی آبی می رسد و در فاز بعدی، این بحران به مناطق غیرکویری هم می رسد. با کم کردن منابع آب، تنش های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شدت یافتن می شود. بدهید معنا که دوران کم آبی، درگیری بر سر سهم آب، اوج می گیرد کما این که از هم اکنون طلیعه آن را شاهد هستیم. این وضعیت، به طور ملموسی، اتحاد ملی را تحت الشعاع قرار می دهد و از مردمی که در روزهای مشکل مانند دوران جنگ تحمیلی، در کنار هم ایستاده بودند، جماعتی می سازد که اینک رو در روی هم ایستاده و آب را از هم دریغ می کنند. این دلواپس کننده ترین نوع رابطه در میان بخش‏های متفاوت یک ملت هست. کمبود آب، فقط در بخش کشاورزی متوقف نمی شود و بخش صنعت را نیز در بر می گیرد. بسیاری از صنایع آب بر مانند فولاد که در مناطق بحران آبی واقع هستند، ناگزیر خواهند شد از ظرفیت تولیدشان بکاهند. بدهید ترتیب شاهد زیاد کردن بیکاری در بخش کشاورزی و صنعت خواهیم شد.

با شدت یافتن کم آبی، دولت ها ناگزیر می شوند همه یا بخش اعظم منابع آبی را به آب شرب شهری تخصیص داده شده است دهند ولی زیاد کردن جمعیت از یک سو و کم کردن منابع آبی، تامین آب آشامیدنی را نیز با پرسشها و کمبودهای عدیده مواجه می کند.

خبرهای خوبی از آب به گوش نمی رسد. اعتراضات در خرمشهر وارد روز دوازدهم شده است هست. تا لحظه تهیه این گزارش، مسمومیت 230 نفر از سه روستای بخش ابوالفارس خوزستان به

در آینده ای نزدیک، بسیاری از شهرهای ایران، شاهد ایستگاه های فروش آب تصفیه شده است چاه ها خواهند بود. با شدت یافتن بحران و رسیدن از کم آبی به بی آبی، بزرگ ترین مهاجرت های درون سرزمینی را شکل می دهد. اتفاقی که هم اکنون نیز شاهد آن هستیم. مناطق مرکزی کشور عزیزمان ایران رفته رفته از جمعیت خالی می شوند و ساکنان آن به حداقل ممکن می رسد؛ در مقابل، جمعیت شهرهایی چون پایتخت کشور عزیزمان ایران به مرز انفجار می رسد و آن وقت است که نمی دانیم با بحران بیکاری و حاشیه نشینی و فقیر چه کنیم. از آن سو زمین های رها شده است به کانون ریزگرد و فرسایش خاکی بدل می شوند و کم کردن تولیدات کشاورزی، به کمبود منابع تغذیه ای دام ها می انجامد و بحران تغذیه در کشور فراگیر می شود. بحران اجتماعی بیداد می کند و فروپاشی همان چیزی است که همه ما از آن هراسانیم.

ابتکار/زهرا داستانی

واژه های کلیدی: ایران | تالاب | منابع | انتقال | خبرهای | خشکسالی | خوزستان | شهرهای ایران | خشکسالی و دروغ | سیستان و بلوچستان

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog